نجوای بی‌قرار

سایهٔ خود از سر من برمدار بی‌قرارم بی‌قرارم بی‌قرار؛ دلنوشته‌های بخشعلی قنبری

تبلیغات تبلیغات

دل خونین از فراق

دل خونین از فراق چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟ چه اوفتاد که درد دلم فزون کردی؟ چرا ز غم دل پر حسرتم بیازردی؟ چه شد که جان حزینم ز غصه خون کردی؟ نخست ار چه به صد زاریم درون خواندی به آخر از چه به صد خواریم برون کردی؟ همه حدیث وفا و وصال می‌گفتی چو عاشق تو شدم قصه واژگون کردی ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، بیا نظر به حال دلم کن، ببین که: چون کردی؟ لوای عشق برافراختی چنان در دل که در زمان، علم صبر سرنگون کردی کنون که با تو شدم راست چون الف یکتا ز بار
برچسب‌ها: برافراختی
نجوای بی‌قرار ، ۱۴۰۳-۰۶-۲۳ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها